پنج شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۹ - Thursday 3 December 2020
کد خبر : 248
تاریخ انتشار : دوشنبه 7 مهر 1399 - 15:10
- بازدید

در گفتگو با رتبه ۳۹ رشته علوم انسانی خرامه مطرح شد:

نا امید نشدم چون آرزوهای بزرگ داشتم/ با اینکه گاهی نتایج آزمون هایم خیلی بد می شد خانواده ام من را سرزنش نمی کردند/ با دیدن سوالات عمومی چون فراتر از انتظارم بود شوکه شدم/ ترس از کرونا فشار و اضطراب زیادی به من وارد کرد اما نمی توانستم از آرزوهایم دست بکشم/ پیوستگی در تلاش عامل اصلی پیشرفت من از تراز ۴۹۰۰ به ۷۱۰۰ […]

نا امید نشدم چون آرزوهای بزرگ داشتم/ با اینکه گاهی نتایج آزمون هایم خیلی بد می شد خانواده ام من را سرزنش نمی کردند/ با دیدن سوالات عمومی چون فراتر از انتظارم بود شوکه شدم/ ترس از کرونا فشار و اضطراب زیادی به من وارد کرد اما نمی توانستم از آرزوهایم دست بکشم/ پیوستگی در تلاش عامل اصلی پیشرفت من از تراز ۴۹۰۰ به ۷۱۰۰ بود/ مسائل اقتصاد خیلی سخت به نظرم می آمد، قصد داشتم به طور کلی کنار بگذارم اما تمرکز بر نقاط ضعف و تسلیم نشدن در مداومت درس خواندن، بالاخره باعث پیشرفتم شد و آن را ۹۱ درصد زدم

فاطمه ایزدی دانش آموز دبیرستان امام خمینی (ره) خرامه در کنکور سراسری ۹۹ موفق به کسب رتبه ۳۹ رشته علوم انسانی شد، متن زیر گفتگویی از اتفاقات زندگی او را طی چهار سال گذشته و ماجرای مرتبط با کنکور و کرونا را شرح خواهد داد که منجر به تبدیل شدن وی به قهرمان پیشرفت شد:

من فاطمه ایزدی فرزند صمد، تحصیلات پدرم دیپلم، تحصیلات مادرم کارشناسی مشاوره، متوسطه اول و دوم در مدارس دولتی فاطمه الزهرا (س) و دبیرستان امام خمینی (ره) در رشته علوم انسانی درس خواندم، از کلاس نهم وارد کانون (قلم چی) شدم، دو مرتبه مقام برگزیده انشای نماز استانی، یک مرتبه مقام برگزیده انشای نماز به زبان انگلیسی استانی و مقام چهارم تفسیر قرآن استانی را کسب کرده ام.

از کلاس هشتم وارد انجمن اسلامی دانش آموزان شدم، در سال یازدهم به عنوان عضو قرارگاه ملی انجمن اسلامی دانش آموزان کشور انتخاب شدم، یک سال در تمام آزمون های کانون جز یک یا دو مورد که آن هم به دلیل مسافرت، غیبت موجه داشتم حضور یافتم، از ۹ آزمون هدیه امسال کانون نیز ۸ آزمون شرکت کردم.

از سال دهم با اینکه علاقه ای به رشته های دانشگاهی علوم تجربی نداشتم وارد رشته تجربی شدم، در سال دوازدهم تصمیم گرفتم بر خلاف نظر اطرافیان تغییر رشته بدهم و به دنبال علاقه ام رفتم من در رشته تجربی دانش آموز موفقی بودم اما به رشته های دانشگاهی این رشته علاقه نداشتم و این من را بی انگیزه و ناامید کرده بود.

برنامه کانون انعطاف زیادی داشت و قابلیت داشت که هر دانش آموزی آن را شخصی سازی کند، زمان بین آزمون ها مناسب بود و آزمونها راهی را که می خواستم ادامه دهم برایم روشن کرد، نقاط ضعفم را به من نشان می داد و به برنامه ریزی من جهت می داد، در ایام کرونا که مدارس تعطیل شد و کنکور عقب افتاد کانون به سرعت برنامه خود را تغییر داد و از سردرگمی دانش آموزان جلوگیری کرد حتی قبل از آزمون های خرداد (نهایی) کانون برای دانش آموزانی که می خواستند بیست درصد حذفی امتحانات را پاسخ دهند سوالات جداگانه مطرح می کرد.

من از سال نهم تحلیل آزمون را انجام می دادم و به مرور برای خودم شخصی سازی کردم، سوالها را تیتر بندی می کردم و وضعیت خودم را تحلیل می کردم ،به خاطر فشار روحی حاصل از تعویق می خواستم آزمون های کانون را رها کنم اما به سختی ادامه دادم و همین باعث پیشرفتم در دوران کرونا شد.

پیوستگی و تلاش، عامل اصلی پیشرفت من از تراز ۴۹۰۰ به ۷۱۰۰ بود، خیلی ها به من می گفتند امکان پیشرفت از تراز ۴۰۰۰ نداری اما من ناامید نشدم چون آرزوهای بزرگ داشتم تکرار مباحث در آزمون ها باعث تثبیت مطالب در ذهنم شد.

ریاضی را در کنکور ۸۶ درصد زدم، ریاضی ام اوایل خیلی ضعیف بود، معلم تجربی من خانم میرزایی روشی را به من پیشنهاد داد که بر پایه تکرار منظم و تمرین زیاد بود، هر روز ریاضی می خواندم بارها بارها و سوالات کتاب را از ابتدا حل می کردم

تست های کتاب آبی را گاهی بیش از سه چهار بار تکرار می کردم مدام خلاصه ها را می خواندم بعد از عید بسته های بزرگ تست مثلا حدود ۵۰ تا از مباحث مختلف انتخاب می کردم و زماندار تست می زدم، اوایل حتی ۲۰ تست را در یک ساعت نمی توانستم بزنم اما به مرور سرعتم زیاد شد نقاط ضعفم را پیدا میکردم و در خارج از برنامه برایش تست می زدم.

اقتصاد دهم، اوایل در کانون نمره ام صفر می شد، مسائل اقتصاد خیلی سخت به نظرم می آمد، قصد داشتم به طور کلی کنار بگذارم اما کتاب آبی کانون را تهیه کردم و مداوم از مسائل تست می زدم، حفظی ها و مفهومی ها را هم جدا می خواندم حتی تا خرداد و تیر هم همچنان با این درس مشکل داشتم اما تمرکز بر نقاط ضعف و تسلیم نشدن در مداومت درس خواندن، بالاخره باعث پیشرفتم شد و آن را ۹۱ درصد زدم.

در ادبیات اختصاصی موفق به درصد ۷۳ شدم، از ابتدا خودم شروع به خواندن کردم و کلاس نرفتم چون فهمیده بودم من این طور بهتر یاد می گیرم در بحث عروض از تابستان دوازدهم شروع به حفظ کردن پایه ها کردم از کلمات آسان شروع کردم و کم کم به سمت شعر رفتم مشکل زیادی در این مبحث داشتم اما ناامید نشدم و هر شعری می دیدم تقطیع می کردم تست های زیادی انجام دادم گاهی یک تست را چهار پنج بار تکرار می کردم تقریبا اوایل، وزن هیچ شعری را نمی فهمیدم ولی با تکرار این موضوع به نقطه قوتم تبدیل شد استمرار باعث شد به تمام سوالات عروض جز یکی، درست پاسخ دهم.

تست های روانشانسی آبی کانون را پنج شش بار تمرین کردم و از عید چندین بار کتاب های زرد عمومی را از خودم امتحان گرفتم تا بتوانم زمان بندی سوالات عمومی در کنکور را رعایت کنم، از کتاب زرد هم در دوران جمع بندی استفاده کردم، بعد از آزمون کارنامه ام را به دقت بررسی می کردم و از سال نهم مقالات آموزشی و جلسات جمعه آقای قلم چی را دنبال می کردم نگاه ایشان و تحلیل شان در برخورد با مشکلات آموزشی دانش آموزان و استراتژی ایشان در برنامه ریزی آموزشی را بسیار دوست داشتم.

پدر و مادرم با اینکه تغییر رشته داده بودم از من حمایت می کردند سعی می کردند آرامش من را حفظ کنند در سال سختی که گذشت چه در چالش های درسی و چه چالش های روانی، مشاورم آقای علی مهرانفر همیشه همراه من بودند، ایشان و مادرم هیچ وقت از من نا امید نشدند با اینکه گاهی نتایج آزمون هایم خیلی بد می شد من را سرزنش نمی کردند مادرم در سال کنکور با استادم مشورت می کردند تا بهترین برخورد را با من داشته باشند، از مادرم سپاسگزارم چون اگر در کنار من نبودند قطعا نمی توانستم موفق شوم.

روز کنکور سراسری

با دیدن سوالات عمومی چون فراتر از انتظارم بود شوکه شدم و نتوانستم آن گونه که می خواستم پاسخ دهم بخاطر این فشار روانی، نمی توانستم سوالات ریاضی را حتی به خوبی بخوانم، یک دقیقه چشمانم را بستم، نفس عمیقی کشیدم و به خودم گفتم اگر برای من سخت است برای همه سخت است باید جواب زحماتم را بگیرم، هیجاناتم را کنترل کردم، پرقدرت ادامه دادم و حتی در اختصاصی ها وقت اضافه بیشتری از آنچه که فکر می کردم آوردم و به سرعت به سوالات ریاضی برگشتم.

کرونا

ترس اینکه به کرونا مبتلا شوم، حتی اینکه کنکور به صورت کلی حذف شود، فشار و اضطراب زیادی به من وارد کرد اما سعی کردم با ورزش کردن آن را کم کنم، به خدا توکل کردم گاهی از شدت اضطراب حالم بد می شد یا شب ها نمی توانستم بخوابم اما نمی توانستم از آرزوهایم دست بکشم البته حالا به خاطر آن همه سختی ها از خدا سپاسگزارم چون اگر سختی ها نبودند من هم نبودم در واقع همان سختی ها پله پیشرفت و رشد من شدندو من موفقیتم را حاصل سماجت ستیزی با سختی هایم و سختکوشی هایم می دانم.

من به اندازه ای که نیاز داشتم مطالعه می کردم از پاییز جدی تر شدم از شش الی هفت ساعت شروع کردم و بعد از عید به یازده ساعت مطالعه مستمر رسیدم البته دانش آموزان نباید خودشان را با من یا دیگران مقایسه کنند، بعد از حدودا یک ماه دستشان می آید که چقدر به مطالعه نیاز دارند.

نقش کانون

کانون امکان رقابت برای تمام دانش آموزان کشور را فراهم کرده است و این نابرابری رقابت در انواع مختلف مدارس را تا حدودی برطرف کرده، وجود کانون در شهر ما و شرکت در آزمون هایش باعث شده ما در مدرسه جدی تر درس بخوانیم و رقابت درسی بین بچه ها به وجود آورده بود که آن ها که درست از این جو استفاده کردند نتیجه خوب هم گرفتند، امسال در شهر ما از تابستان دوازدهم آزمون ها برگزار شد و این قوت قلب خوبی برای من بود، کانون با برنامه اش از ابتدا ما را همراهی کرد از مسئول نمایندگی کانون آقای غلامحسین ایزدی و خانم فریبا اکبری که از سال نهم پشتیبان من بودند و من را راهنمایی می کردند سپاسگزارم.

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 4.00
[ 4 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 15
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات