جمعه ۴ فروردين ۱۳۹۶  , Fri 24 Mar 2017

دخالت

نظرسنجی

آرشیو
 

share
- +

کد مطلب : 2546

دخالت

تاریخ انتشار۱۰ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۷:۳۷:۰۵

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.
ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد: مواظب باش، مواظب باش، یه کم بیشتر کره توش بریز..
وای خدای من، خیلی درست کردی ... حالا برش گردون ... زود باش.
باید بیشتر کره بریزی ... وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم؟؟ دارن می‌سوزن. مواظب باش. گفتم مواظب باش! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی ... هیچ وقت!! برشون گردون! زود باش! دیوونه شدی؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی. نمک بزن... نمک.....
زن که  در تمام این مدت با تعجب به او زل زده بود ناگهان گفت: خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟
شوهر به آرامی گفت: چرا می دونم ولی فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه احساسی دارم





نظر بینندگان

نام

ایمیل شما
نظــر